تبلیغات
راه روشن - می‌خواستم قالب تهی كنم!

راه روشن

پنجشنبه 16 دی 1389

نویسنده: حسین   

 

بلند شدم رفتم تو حیاط،‌ پشت در دیدم یه مجله افتاده. عكس سید حسن نصرالله پشت جلدش زده شده بود. سریع برداشتم دیدم امتداده. پسرم خیلی خوشحال می‌شه وقتی امتداد می‌آد. گفتم اول نگاهش كنم، بعد به‌ش بدهم. هنوز چشم‌هام خواب‌آلود بود. دیدم پشتش نوشته: «تو ننگ عربی سید حسن!» می‌خواستم قالب تهی كنم! خدایا امتداد، برای سیدحسن نصرالله چی نوشته!؟ ما فقط همین را داریم كه توی كشورهای عربی از حقوق مسلمان‌ها دفاع كند. با بلایی كه اسرائیل داره به سرمون می‌آره، ما بعد از خدا فقط همین را داریم! واقعاً هم همیشه برایش دعا می‌كنم. این را هم از یاران امام زمان می‌دانیمش. خلاصه می‌خوندم و می‌خوندم. خیلی ناراحت بودم.‌ قلبم همین‌جور می‌زد. چرا این جوری نوشته؟ چرا نوشته تو ننگ عربی؟ تو شباهتی به اعراب بزرگ نداری! نه شكمت آن اندازه است كه... به‌جای اینكه در حرمسرایت بگردی و رقص ممالیك گرجی و...! خوندم و خوندم، و تازه دو ریالی‌ام افتاد كه این شعر را به حالت طعنه به اعرابی نوشته‌اند كه به جای حمایت از سیدحسن، از اسرائیل دفاع می‌كنند و منظورش این است كه: شما این صفات را نداری و یك راه و روش دیگر داری كه بر ضد كارهای ماست. تازه معنای شعر را فهمیدم و بعد اشك‌هایم همین طور می‌آمد و می‌خواندم و اشك‌هایم همین طور جاری بود. شاعرش را تحسین كردم. ... آمدم پسرم حسام را بیدارش كردم. خواستم ببینم عكس‌العملش چیست. امتداد را كه دید خوشحال شد. شعر را خواند و ... گفتم: نترس، چیزی نیست، برایش توضیح دادم، خیلی خوشش آمده بود... گفتم زنگ بزنم از شما تشكر كنم. دستتان هم درد نكنه. خیلی ممنون. واقعاً كار جالبی بود. از انتشار مجله‌تان هم تشكر می‌كنم كه هر ماه به دستمان می‌رسد و ما را به یاد گذشته‌هایمان می‌اندازد. چون ما خوزستانی‌ها همیشه فكر می‌كنیم همه چیز فراموش شده؛ چون خیلی درد و رنج هجرت كشیدیم، سختی كشیدیم؛ ولی با این مجله، شما به ما امیدواری می‌دهید. گاهی فكر می‌كنیم كلاً جنگ فراموش شده، آدم‌های جنگ فراموش شده‌اند. چون خوزستانی‌ها اكثر مردانشان توی جنگ بودند و خانواده‌ای نیست كه جانباز یا شهید نداشته باشد، یا كلاً درد جنگ را نكشیده باشد... مجلة شما آن روزها را برای ما زنده می‌كند. خلاصه می‌خواستم از شما تشكر كنم و واقعاً هم دستتان درد نكند، خدا همه‌تان را حفظ كند...

هنوز چشم‌هام خواب‌آلود بود. دیدم پشتش نوشته: «تو ننگ عربی سید حسن!» می‌خواستم قالب تهی كنم! خدایا امتداد، برای سیدحسن نصرالله چی نوشته!؟

منبع : امتداد

 




  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :