تبلیغات
راه روشن - چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است

راه روشن

پنجشنبه 4 آذر 1389

نویسنده: مجید   طبقه بندی: عمومی، 

آیت‌الله العظمی سبحانی با استناد به آیات و روایات، به این سؤال که چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است را پاسخ گفتند.

به گزارش خبر حوزه متن سؤال و پاسخ معظم‌له به شرح ذیل است.

*چرا نام امامان دوازده‌گانه در قرآن مجید نیامده است؟

پاسخ: روش آموزشی قرآن بیان كلیات و اصول عمومی است. تشریح مصادیق و جزئیات غالباً برعهده پیامبر گرامی می‌باشد. رسول خدا(ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلكه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنان كه می‌فرماید:

«وَأَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِّكْر لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُون».[1]

«قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است، برای آنها بیان كنی و آشكارسازی، شاید آنان بیندیشند».

در آیه یاد شده دقت كنید، می‌فرماید:«لِتُبَیّن» و نمی‌گوید: «لِتَقرأ» یا «لِیَتلُو» و این نشانه آن است كه پیامبر (ص) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنی را روشن كند. بنابراین، انتظار این كه مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است كه انتظار داشته باشم همه جزئیات در قانون اساسی كشور ذكر شود. اکنون برخی از روش‌های قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان می‌كنیم:

آیت‌الله العظمی سبحانی با استناد به آیات و روایات، به این سؤال که چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است را پاسخ گفتند.

به گزارش خبر حوزه متن سؤال و پاسخ معظم‌له به شرح ذیل است.

*چرا نام امامان دوازده‌گانه در قرآن مجید نیامده است؟

پاسخ: روش آموزشی قرآن بیان كلیات و اصول عمومی است. تشریح مصادیق و جزئیات غالباً برعهده پیامبر گرامی می‌باشد. رسول خدا(ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلكه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنان كه می‌فرماید:

«وَأَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِّكْر لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُون».[1]

«قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است، برای آنها بیان كنی و آشكارسازی، شاید آنان بیندیشند».

در آیه یاد شده دقت كنید، می‌فرماید:«لِتُبَیّن» و نمی‌گوید: «لِتَقرأ» یا «لِیَتلُو» و این نشانه آن است كه پیامبر (ص) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنی را روشن كند. بنابراین، انتظار این كه مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است كه انتظار داشته باشم همه جزئیات در قانون اساسی كشور ذكر شود. اکنون برخی از روش‌های قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان می‌كنیم:

1. معرفی به نام

گاهی وضعیت ایجاب می‌كند كه فردی را به نام معرفی كند، چنان‌كه می‌فرماید:

«وَمُبَشّراً برَسُول یَأْتِی مِنْ بَعْدی اسْمُهُ أَحْمَد».[2]

«(عیسی می‌گوید:) به شما مژدة پیامبری را می‌دهم كه پس از من می‌آید و نامش احمد است».

در این آیه، حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفی می‌كند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل می‌نماید.

2. معرفی با عدد

و گاهی موقعیت ایجاب می‌كند كه افرادی را با عدد معرفی كند، چنان كه می‌فرماید:

«وَلَقَدْ أَخَذَ اللّه مِیثاقَ بَنی إِسرائیلَ وَبَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَی عَشَرَ نَقِیباً...».[3]

«و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختیم».

3. معرفی با صفت

بعضی اوقات وضعیت به‌گونه‌ای است كه فرد مورد نظر را با اوصاف معرفی كند؛ چنان كه پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتی معرفی كرده است.

«الّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُول النّبیَّ الأُمّی الّذی یَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدهُمْ فِی التَّوراةِ وَالإِنْجِیل یَامُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ ویُحِلُّ لَهُمُ الطَّیّبات وَیُحَرّمُ عَلَیْهِمُ الخَبائِث وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الّتی كانَتْ عَلَیْهِمْ...».[4]

«كسانی كه از رسول و نبی درس ناخوانده‌ای پیروی می‌كنند كه نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته می‌یابند، كه آنان را به نیكی دعوت كرده و از بدی‌ها بازشان می‌دارد، پاكی‌ها را برای آنان حلال كرده و ناپاكی‌ها را تحریم می‌نماید و آنان را امر به معروف و نهی از منكر می‌كند و بارهای گران و زنجیرهایی كه بر آنان بود، از ایشان برمی‌دارد...».

با توجه به این روش، انتظار این كه اسامی دوازده امام با ذكر نام و اسامی پدر و مادر در قرآن بیاید، انتظاری بی جا است؛ زیرا گاهی مصلحت در معرفی به نام است و گاهی معرفی به عدد و احیاناً معرفی با وصف.

اگر این اصل را بپذیریم و بگوییم خداوند باید كلیه مسائل اختلاف آفرین را در قرآن ذكر كند، تا مسلمانان دچار تفرقه نشود; در این صورت باید صدها مسأله كلامی و عقیدتی و فقهی و تشریعی در قرآن ذكر شده باشد، مسائلی كه قرن‌ها مایة جنگ و جدل و خونریزی در میان مسلمانان شده است، ولی قرآن دربارة آنها به طور صریح و قاطع ـ كه ریشه‌كن كنندة نزاع باشد ـ سخن نگفته است، مانند:

1. صفات خدا عین ذات اوست یا زاید بر ذات؟

2. حقیقت صفات خبری مانند استوای بر عرش چیست؟

3. قدیم یا حادث بودن كلام خدا.

4. جبر و اختیار.

این مسایل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولی آن‌چنان شفاف و قاطع كه نزاع را یك سره از میان بردارد، در قرآن وارد نشده است و حكمت آن در این است كه قرآن مردم را به تفكر و دقت در مفاد آیات دعوت می‌كند، بیان قاطع همة مسائل، به گونه‌ای كه همة مردم را راضی سازد، بر خلاف این اصل است.

* معرفی به نام، برطرف كنندة اختلاف نیست

پرسشگر تصور می‌كند كه اگر نام امام و یا امامان در قرآن می‌آمد، اختلاف از بین می‌رفت، در حالی كه این اصل كلیت ندارد؛ زیرا در موردی تصریح به نام شده ولی اختلاف نیز حاكم گشته است.

بنی اسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایی برای آنان از جانب خدا تعیین كند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمین‌های غصب شدة خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا كه گفتند:

«إِذْ قالُوا لِنَبِیّ لَهُمُ ابْعَث لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِی سَبیلِ اللّه».[5]

«آنان به یكی از پیامبران خود گفتند: برای ما فرمانروایی معین كن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم...».

پیامبر آنان، به امر الهی فرمانروا را به نام معرفی كرد و گفت:

«إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلكاً...».[6]

«به راستی كه خدا طالوت را به فرمانروایی شما برگزیده است».

با این‌که نام فرمانروا با صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشكال تراشی پرداختند و گفتند:

«أَنّى یَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَیْنا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤتَ سَعَةً مِنَ المالِ...».[7]

«از كجا می‌تواند فرمانروای ما باشد، حال آن كه ما به فرمانروایی از او شایسته‌‌تریم، و او توانمندی مالی ندارد؟...».

این امر، دلالت بر آن دارد كه ذكر نام برای رفع اختلاف كافی نیست، بلكه باید موقعیت جامعه، آمادة پذیرایی باشد.

چه بسا ذكر اسامی پیشوایان دوازده‌گانه، سبب می‌شد كه آزمندان حكومت و ریاست به نسل كشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری كنند، چنان كه این مسأله درباره حضرت موسی رخ داد و به قول
معروف:

صد هزاران طفل سر ببریده شد    تـا كلیـم اللّه مـوسی زنـده شـد

دربارة حضرت مهدی(ع) كه اشاره‌ای به نسب و خاندان ایشان شد، حساسیت‌های فراوانی پدید آمد و خانة حضرت عسكری(ع) مدتها تحت نظر و مراقبت بود تا فرزندی از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.

در پایان یادآور می‌شویم: همان‌طور كه گفته شد، قرآن به سان قانون اساسی است. انتظار این كه همه چیز در آن آورده شود، كاملاً بی‌مورد است. نماز و روزه و زكات كه از عالی‌ترین فرایض اسلام است به طور كلی در قرآن وارد شده و تمام جزئیات آنها از سنت پیامبر(ص) گرفته شده است.

[1] . نحل/44.

[2] . صف/6.

[3] . مائده/11.

[4] . اعراف/157.

[5] . بقره/246.

[6] . بقره/247.

[7] . بقره/247.

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :